در 1 1، این پرسش بنیادین مطرح است که یک پزشک بر چه مبنایی میتواند دربارهی «خوب و بد» کارهایش داوری کند و تصمیم بگیرد؟
یکی از پاسخهای اصلی به این پرسش، «اخلاق فضیلت گرا» است. اخلاق فضیلت گرا بر آن است که پزشک – و پرستار و سایر حرفهمندان سلامت – در کشاکش کار حرفهای خود، علاوه بر «دانش» شناسایی خوب از بد، باید به «فضیلت» اخلاقی نیز آراسته باشند.
اخلاق فضیلت گرا میگوید که دربحبوحهی کار پزشکی و در دل کشاکش مرگ و زندگی، این تنها کافی نیست که پزشک بداند که کدام کار پرفایدهتراست یا با فرائض اخلاقیاش سازگار است. بلکه از آن مهمتر، باید فضیلتهای اخلاقی مانند خیررسانی و نوعدوستی و شجاعت در وجودش پرورش یافته باشند.
برای مثال، در گرماگرم همهگیریهای عفونی یا جنگها، آن پزشکانی که به صف اول خدمترسانی میپیوندند و جان خود را به خطر میاندازند تا جانهای بسیاری را نجات دهند، بیش از هر دانش نظری، واجد فضیلت اخلاقی شجاعت و نوعدوستی اند. و از رذیلت خودخواهی دوری گزیدهاند.
اما راه پرورش فضیلتها و فروکش رذیلتها درشخصیت انسان کدام است؟ راه آن ورزیدن فضیلتها در عمل و نیز درس آموزی و الگو گرفتن از آنهایی است که این فضیلتها را در خود پروراندهاند و الگو شدهاند. و نیزعبرت گرفتن ازپلشتی آنانی که رذیلتها را ورزیدهاند و زشتی آنها را بر آفتاب افکندهاند.
در کشاکش جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، بسیاری از معترضینی که بازداشت شده بودند، به بازداشتگاه کهریزک منتقل شدند. جایی که بدرفتاری وشکنجه در غیرانسانیترین شکل آن جریان داشت. چهار جوان آزاده در اثر آن شکنجهها جان باختند. قاضی سعید مرتضوی که حکم دهنده به آن بازداشتها و شکنجهها بود، قصد لاپوشانی داشت. اما دو پزشک آزاده و فضیلتمندی که آن جوانها را معاینه کرده بودند، شجاعانه زیر باز این دستور نرفتند که دروغ بگویند و علت مرگ را مننژیت اعلام کنند. هر دوی آن پزشکان جانشان را برسر این آزادگی و فضیلتمندی از دست دادند: دکتررامین 1 و دکتر عبدالرضا سودبخش.
بدین ترتیب الگو و پرچم آزادگی و فضیلت و اخلاق پزشکی شدند.
چند سالی قبل از آن، یعنی در سال ۱۳۸۲، همان قاضی مرتضوی که ذکرش رفت، در زندان اوین بانوی خبرنگاری به نام زهرا کاظمی را بازجویی میکرد. علت دستگیری خانم کاظمی، تلاش برای خبررسانی دربارهی وضعیت زندانیان سیاسی بود. خانم کاظمی در شب بازجویی با ضربات بازجو به قتل رسید.
خبر مرگ خانم کاظمی جامعه را تکان داد. وزیر بهداشت وقت، دکتر مسعود 1، مامور شد که پیکر را معاینه کند. روزبعد، دکتر پزشکیان به چشمان مادر داغدار و دادخواه زهرا کاظمی و خبرنگاران حاضر زل زد و گفت: هیچ آثاری از ضرب و جرح دربدن خانم کاظمی وجود نداشته است!! (https://www.isna.ir/amp/8205-03828/) در حالی که همان زمان در پشت درهای بسته کمیسیون مجلس و در جمع محرمان نظام گفته بود که آثارضرب و جرح منتهی به قتل را در بدن متوفی دیده است (https://www.mehrnews.com/news/33799/متن-كامل-گزارش-كميسيون-اصل-نود-درباره-پرونده-مرگ-زهرا-كاظمي).
این لاپوشانی جنایت برای حفظ مقام و لابد با استدلال دفاع از نظام، همان چیزی است که رذیلت اخلاقی نامیده میشود. پایمال کردن خون یک مظلوم آن هم وقتی که درکسوت پزشک موظف به اعلام حقیقت هستی، چیزی جز به لجن کشیدن اعتبار پزشکی و همدست شدن با قاتل برای منافع سیاسی نیست. این همان چیزی است که رذیلت اخلاقی نامیده میشود.
بنابراین اگر بخواهیم درس اخلاق پزشکی فضیلت گرا را برای پزشکان امروز و آینده خلاصه کنیم، باید چنین بگوییم که پزشک اخلاق گرا، فضیلتمند است. از دکتر رامین پوراندرجانی و دکتر عبدالرضا سود بخش درس آزادگی و شجاعت و راستگویی میآموزد. و نیز، با مشاهدهی رفتار مسعود پزشکیان درس میگیرد که رذیلت تا چه حد زشت و نفرتانگیز است و باید از آن دوری کرد.
برچسب:
نویسنده: نگین طباطبایی