کالتها همه جا هستند
میتوان از واژهی فرقه به عنوان معادل فارسی کالت (cult) استفاده کرد. اما این معادلسازی دقیق نیست. زیرا فرقه معنای گستردهتری در فارسی دارد. به همین دلیل، این نوشتار از خود واژهی کالت استفاده میکند. به این امید که معادل فارسی خوبی در آینده برای آن پیدا شود.
هر گروه یا ایدهای میتواند تبدیل به یک کالت شود. از یک گروه مراقبه و کمک به خود بگیر، تا یک گروه مطالعهی فلسفه یا ادبیات، تا یک گروه مذهبی، و حتی یک گروه سیاسی.
نمونههایش را در فضای احتماعی و فرهنگی امروز جهان فراوان داریم: از نظامی سیاسی، مانند رژیم حاکم بر کرهی شمالی، تا گروههای مذهبی مانند گروههای جیم جونز (که درسال ۱۹۷۸ خودکشی دسته جمعی کردند) و دیوید کورش (که این هم به فاجعه ختم شد) و اوشو در آمریکا. نمونههای ایرانیاش هم از گوناگونی بیبهره نیستند، از گروههای سیاسی مانند مجاهدین خلق یا گروههایی که قتلهای محفلی و اسیدپاشی را انجام میدهند و دمشان به حکومت وصل است، تا گروههای عرفانی مانند برخی فرقههای صوفیه یا عرفان حلقه.
کالت چگونه شکل میگیرد؟
یوال نوح حراری شرح میدهد که مقصود از تولید شرح (information) در جوامع بشری، بیش از آن که بازنمایی واقعیت (reality) باشد، ایجاد شبکه (netwrork) است. شکل دادن به شبکههایی که در آنها تعداد زیادی از انسانها با هم همکاری میکنند، نقطهی قوت گونهی انسان خردمند بوده است. یعنی همان چیزی که انسان را از سایر گونهها برتر و قویتر ساخته است.
شبکههای عظیم همدلی و همکاری گروهی مانند مذهب، ملیت، آکادمی، بازار، شرکتها، و غیره نمونههایی از این شبکهها اند. هرکدامشان نیز مطابق دادههای بناشده اند. این گزارشها شامل مفاهیم و افسانههای بنیادین و نیز راهکارها و روشها است.
یک کالت هم شبکهای از همدلی و همکاری گروهی است که طبق گزارشها محوریاش شکل گرفته است. این اطلاعات میتواند حول محور یک آرمان سیاسی، روشنبینی عرفانی، شفابخشی، کیش شخصیت، با آمیزهای از اینها باشد.
کالت فرزند بحران است
کالتها بیشتر در دورانهای بحرانی و پرتلاطم زندگی جوامع سربرمیآورند و تکثیر میشوند. برای مثال، در آمریکای دههی ۱۹۶۰ میلادی، زمانی که بحرانهایی مانند جنگ ویتنام که وحشت آن هر روز از طریق تلویزیون پیش چشم وجدانهای مجروح آمریکاییها قرار میگرفت، ترورهای سیاسی مانند ترور کندی، جنبشهای اجتماعی مانند مقابله با نژاد پرستی وطلب حقوق مدنی، و دلزدگی از نهادهای رسمی کلیسا، همه و همه جامعه را با تلاطم روبهرو کرده بودند، انواع کالتهای عرفانی و معنوی شرق دوری و مسیحی مانند اوشو و جیم جونز و غیره با وعده رستگاری و نجات از بحران سربرآوردند . البته بعد از مدتی تهیدستی و سؤاستفادهگر بودنشان معلوم شد.
در ایران هم سرخوردگی عمومی از دین و معنویت انقلابی در دههی شصت، خصوصا بعد از کشتارها و اعدامها و اختناق و سرکوب مذهبی، در کنار فساد و سوءاستفادههای روحانیون و سران حکومت، باعث شد که عدهی زیادی به معنویتهایی روی بیاورند که رهبران کالتها ادعا میکردند.
در ادامه بسیاری از افرادی که جذب کالت میشوند، در وضعیت بحران روحی و شخصی به این کالتها جذب میشوند.
فرق کالت با سایر شبکههای بزرگ اجتماعی چیست؟
به دست دادن یک تعریف جامع و مانع برای کالت – مانند بسیاری دیگر از پدیدههای اجتماعی – ممکن نیست. نیز، مرز دقیق و مشخصی میان کالتها و دیگر شبکههای اجتماعی وجود ندارد. البته در اکثر مواقع میتوان کالت و غیرکالت را به راحتی از هم تمییز داد. اما در تعداد اندکی از موارد، ممکن است این افتراق آسان نباشد. میتوان حتی گفت که بسیاری از دینها و جنبشهای اجتماعی در ابتدا به صورت یک کالت شکل گرفتهاند. اما بعد از آن، طی نسلها، دیگرگون شدهاند و به نهادهای اجتماعی دیگری تبدیل شدهاند.
اگرچه تعریف جامع و مانع وجود ندارد، اما قابلیتهایی هستند که اگر رگههایی قوی از آنها در یک گروه یا جنبش اجتماعی دیده شد، میتوان آن گروه یا جنبش را یک کالت نامید.
مشخصههای کالت از این قرارند:
۱-رهبری فرهمند (charismatic): مهمترین نمود بیرونی کالت، جنبشی اجتماعی است که رهبری فرهمند دارد. رهبر گروه فردی اقتدارگرا است و مورد ستایش خداگونه قرار میگیرد. به سختی بتوان کالتی را تصور کرد بدون این که حول محور فردی قرار گرفته باشد که مورد ستایش اعضا است و آنها باور دارند که گزارشها محوری کالت به طرز پیامبرگونهای به او الهام شده است. به باور کالت، رهبر دسترسی ویژهی به حقیقت دارد و پاسخ همهی پرسشهای بنیادین و اضطراب آفرین بشر را میداند.
۲- روند ایمان آوردن و باورمند شدن: کالت ذهن و باورهای اعضای خود را کنترل میکند. کالت یک برنامه عضو شدن دارد که طی آن باورهای فرد عوض میشود و به شکلی درمیآید که مطلوب کالت است. این برنامه ی باورمند شدن (indoctrination) شامل ایمان آوردن به باورهای محوری و مقدس کالت و آموزش دیدن دربارهی آنها است.
این باورمند شدن شامل مراحل ذیل است:
آسیب پذیری اولیه: افراد آسیب پذیر برای عضویت در کالت مستعدترند. فردی که به دلیلی مانند تنهایی و انزوای اجتماعی (که در زمان حاضره همهگیری جهانی است)، طلاق، مرگ عزیزان، بیماری خود یا عزیزان، احساس بیعدالتی و .... آسیب پذیرند و آماده «تحول فردی».
تحول اولیه: به عنوان اولین قدم، فرد به طور تصادفی، یا با توصیهی یک دوست یا ... به یک جلسهی مراقبه، نیایش، کتایخوانی، یوگا، طبیعتگردی، سماع، یا چیزی مانند این میرود. در آن جلسهی مراقبه یا نیایش گروهی یا میتینگ حزبی، فرد احساس میکند که متحول شده است و نوع تازهی از تعلق یا عشق را تجربه میکند.
عرضه اولیه: سپس، مربی یا استاد یا دوستی هست که از آن تجربهی مثبت استفاده میکند تا فرد را وارد دورهها یا کلاسها یا جلسات مطالعه گروهی یا ... کند که به کالت تعلق با وابستگی دارند. فرد در آن جلسات مورد توجه و ابراز محبت قرار میگیرد و روابط اجتماعی گرم و معنا داری پیدا میکند.
ایجاد واقعیت بهروز: به تدریج دنیای فرد و باورهای او با آموزههای کالت تغییر میکند و او وارد دنیایی با و واقعیتها و باورهای تازه و متعلق به کالت میشود.
محور شدن رهبر در زندگی و عواطف فرد: به تدریج، مهمترین و محوری ترین رابطهی فرد، همان رابطهی او با رهبر کالت و فرمانها و باورهای او میشود. باور به این که تنها رهبر است که نجات بخش و شفا دهنده است در فرد شکل میگیرد. در عین حال، به تدریج توانایی تفکر نقادانه در فرد محو میشود.
دشمن سازی از هر چه که غیر و بیرون یا نفی کالت است. به فرد باورانده میشود که دنیا رو به تباهی و فساد است و خروج از کالت به معنای درافتادن در دام آن فساد یا تبدیل شدن به عامل آن است.
عضویت در گروه: در این مرحله، فشار همتا باعث میشود که فرد هرچه بیشتر تفکر نقاد خود را رها کند و در باورها و مراسم و آیینهای کالت غرقه شود.
در نهایت فرد تبدیل به مرید مخلص یک فرد خودشیفته و ضداجتماعی به عنون رهبر فرقه میشود.
۳- کالت شامل بهرهکشی (exploitation) از اعضا است. شامل اولویت دادن به درخواستها و ماموریتهای کالت (به ویژه رهبر) بر نیازها و اولیتهای شخصی. این میتواند تا حد خودکشی در راه کالت یا تبدیل شدن به برده جنسی رهبر کالت پیش برود. هر کالت البته میتواند برخی از این انواع بهرهکشی (و نه همهی آنها) را در خود داشته باشد.
سخن آخر
کالتها با پرچم قرار دادن ایدهالهایی مانند عشق و معنویت و معنا و عدالت و شفا ابتدا میشوند و توسعه مییابند. اما در دنیای انسانها، «ایدهآل گرایی» خیلی زود به «اقتدارگرایی» منتهی میشود.
آدمهایی که با نیت خوب وارد کالت شدهاند، خیلی زود تبدیل به مهره و بازیچهی رهبری میشوند که غالبا فردی خودشیفته و ضداجتماعی است.
حضور مداوم در فضای فکری و معنوی کالت باعث میشود که فرد مجال تفکر آزاد و خودانتقادی و مواجهه با واقعیت را نداشته باشد. این امر مداوم که امروزه میتواند با حضور در شبکههای اجتماعی و به صورت آنلاین باشد و افرادی در نقاط مختلف جهان را جذب کالت کند. درست مانند نوجوانان لندنی و پاریسی که جذب سربازگیری داعش میشدند.
نجات از کالت دشوار است. در برخی از موارد این نجات بعد از آسیب دیدنها و هزینهدادنهای غیرقابل جبران حاصل میشود. برای نجات از کالت، فرد نیاز دارد که از محاصرهی فضای فکری و اجتماعی کالت خارج شود و قدری در جهان بیرون از کالت نفس بکشد و از بیرون و با فاصله به کالت نگاه کند. اما کالتها معمولا چنین مجالی را به اعضای خود نمیدهند.
با این وجود، کالتها به قدری برای اعضایشان و جامعه بشری ویرانگر و پرهزینهاند که جا دارد که تا حد ممکن در مورد آنها روشنگری و به اعضایشان کمک شود که از آن نجات پیدا کنند.
نویسنده: دکتر کیارش آرامش
آذر ۱۴۰۳
منبع: در تهیه این متن از مستند Explained: Cult که در شبکه نتفلیکس در دسترس است استفاده شده است.
برچسب:
نویسنده: نگین طباطبایی